|
تنبور من بزن تا اروم کنی دل شکسته ملتی را که صدای خسته ات داغ دل آنان است
|
هرچند نمی توان با دقت ويقين زمان اختراع اين ساز را تعيين کرد ، اما به صراحت می توان گفت که ساختن و نواختن تنبور به قرن ها پيش از ظهور اسلام بر می گردد به طوری محققين معتقدند که اکثر سازهای زهی ، از اين ساز کهن مشتق شده اند و « هلمهلتز » محقق آلمانی در اين زمينه می گويد: [پرده بندی تنبور ، پايه و اساس موسيقی ايرانی بوده که در زمان ساسانيان شکل گرفته و بی سبب نيست که اين ساز را پدر «تار» ناميده اند]
تنبور در زمان اشکانيان و ساسانيان از جايگاه رفيعی بر خوردار بود. به طوری که ابن خرداددررسالهاللهووالملاهیدربارهموسيقیعصرخسروپرويزمینويسد:[ايرانيان
معمولا عود را با نای و زنای را با طنبور و... می نواختند] و در فرهنگ دهخدا به نقل از کريستن سن ، سازهای زمان ساسانيان ، عود ، نای ، تنبور ، مزمار و چنگ معرفی شده اند و مسلما در زمان خسروپرويز ، تنبور بسيار مورد توجه بوده و تصاوير حک شده بر ديوار عمرا که نوعی تنبور در آن قابل تشخيص است نيز مبين اين ادعاست.

پس از پيدايش اسلام نيز ، اين ساز در زمره سازهای مورد تحقيق از سوی دانشمندان اسلامی و نيز مورد توجه شاعران بزرگی چون مولوی و منوچهری دامغانی بوده است.
بانگ گردش های چرخست اين که خلق می سرايندش به طنبور و به حلق
( مولوی )
به ياد شهريارم نوش گردان به بانگ چنگ و موسيقال و تنبور
( منوچهری دامغانی )
خنياگرانت فاخته و اندليب را بشکست نای در کف وطنبور درکنار
( منوچهری دامغانی )
هم اکنون تنبور را در بين اقوام مختلف آسيای ميانه و سرزمين های اسلامی با نام های «دومبرا» ، «چونگور» ، «تونبره» ، «تنبورا» ، «تامبور» و «تنبور» می توان يافت. اين ساز در شرق و غرب ايران به وفور و در نواحی شمال عراق و شهرهای مرزی ترکيه و ايران در حد کمتری با نام ها و شکل های مشابهی ديده می شود.
تنبور رايج در منطقه غرب ايران و عراق ، تنبور تيسفونی ناميده می شود که دارای کاسه ای گلابی شکل ، دسته ای بلند و 12 تا 14 پرده می باشد و در مناطق مختلف استان کرمانشاهان از جمله شهر کرمانشاه ، کرند غرب ، گهواره ، صحنه ، ماهيدشت ، دينور و ... و برخی روستاهای همدان و اسدآباد و نهاوند رايج است.
در حال حاضر تنبور در استان کرمانشاهان و مناطق کرد نشين ، ساز اساسی در تک نوازی و هم نوازی می باشد و می توان ادعا کرد که بدون اين ساز ، موسيقی عرفانی اين مناطق هيچ گاه معنای کاملی ندارد و همين امر چنان قداستی بدان بخشيده که در برخی مناطق بدون داشتن وضو آن را نمی نوازند و نوازندگان آن از گزيدگان قوم بوده و دارای ارزشی معنوی در بين مردم می باشند.